العلامة المجلسي

111

حياة القلوب ( فارسي )

آنها را ، پس عهد وپيمان گرفت بر ايشان كه ايمان بياورند به آنها ، وتفضيل دهند آنها را بر خود . قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ يعنى : « حق تعالى گفت نزد اين حال كه : آيا نگفتم به شما كه من مىدانم غيب وامر پنهان آسمانها وزمين را ؟ وَأَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ « 1 » يعنى : « ومىدانم آنچه را اظهار نمائيد ، وآنچه را كتمان مىكنيد » ، فرمود كه : يعنى آنچه در خاطر داشت إبليس وعزم كرده بود كه اگر امر كند حق تعالى أو را به أطاعت وسجدهء آدم ، ابا نمايد ، واگر بر آدم مسلط شود ، أو را هلاك نمايد ، وآنچه ملائكة اعتقاد كرده بودند كه هر كه بعد از ايشان بهم رسد البتة ايشان از أو أفضل خواهند بود ، بلكه محمد وآل طيّبين أو صلوات اللّه عليهم أجمعين كه آدم نامشان را به شما خبر داد افضلند از شما « 2 » . مؤلف گويد : تفسير آية به اين نحو كه مذكور شد ، از تفسير امام عليه السّلام مأخوذ است ، وحاصلش آن است كه : چون استفسار ملائكة اين بود كه ما همه مسبّحانيم ، وايشان همه مفسدانند ، يا در ايشان فساد غالب است ، حق تعالى اسماى اشارف فرزندان آدم وبزرگى ايشان را به آدم اعلام فرمود ، پس أنوار مقدسهء أنبيا وأوصيا را عرض كرد بر ملائكة ، واز نام ايشان وصفات ايشان پرسيد ؛ چون ايشان اقرار به جهل كردند ، آدم را معلم ايشان گردانيد تا أسماء وصفات ايشان را تعليم ملائكة نمايد ، چون تعليم كرد دانستند كه در ميان أولاد آدم جمعى هستند كه ايشان احقّند به خلافت از ملائكة ، پس حق تعالى اتمام حجت بر ايشان از دو جهت فرمود : يكى از جهت آنكه بني آدم را همه مفسدان قرار داده بودند ، پس اثبات جهل ايشان به أسماء وصفات آنها ، مجملا اثبات حجت را بر ايشان فرمود ، يا جهل به جميع اشخاص وأحوال ايشان . استفسارى كه موجب اعتراض است ، روا نيست ، وبعد از تعليم آدم تفصيلا

--> ( 1 ) . سورهء بقره : 33 . ( 2 ) . تفسير امام حسن عسكرى عليه السّلام 216 .